السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
375
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
يك كرهء آسمانى دونيم شود ، چنين چيزى فى نفسه ممكن است و عقل دليلى بر محال بودن آن ندارد . از سوى ديگر معجزه هم امرى است ، خارق العاده ، و وقوع حوادث خارق العاده نيز ممكن است و عقل دليلى بر محال بودن آن ندارد ، و ما ، در جلد اول اين كتاب به طور مفصل در اين باره بحث نموده ، هم امكان معجزه را اثبات كرديم و هم وقوع آن را ، و يكى از روشنترين شواهد بر وقوع شق القمر ، قرآن كريم است . پس بايد آن را بپذيريم هر چند كه از ضروريات دين نباشد . ولى بعضىها به وقوع چنين معجزهاى اشكال كرده و گفتهاند : اين كه معجزات پيامبر ( ص ) با اقتراح و پيشنهاد مردم انجام شود ، با آيهء « وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِها وَ ما نُرْسِلُ بِالْآياتِ إِلَّا تَخْوِيفاً » « 1 » منافات دارد ، براى اين كه از اين آيه يا چنين استفاده مىشود كه ما ديگر براى اين امّت معجزاتى نمىفرستيم براى اين كه هرچه معجزه براى امتهاى سابق فرستاديم همه را تكذيب كردند ، و اين امّت هم مثل همان امّتها و داراى طبيعت همانها هستند ، و در نتيجه اينان نيز معجزات ما را تكذيب خواهند كرد ، و وقتى معجزه اثر نداشته باشد ، ديگر چه فايدهاى در فرستادن آن است ؟ و يا استفاده مىكنيم كه مىخواهد بفرمايد : ما هيچ معجزهاى براى اين امّت نمىفرستيم ، براى اين كه اگر بفرستيم اين امّت نيز مانند ساير امّتهاى گذشته آن را تكذيب مىكنند ، و در اثر تكذيب معذب و هلاك مىشوند ، و ما نمىخواهيم اين امّت منقرض گشته به عذاب استيصال گرفتار آيد . پس به هر حال آيهء فوق دلالت دارد كه خداى تعالى هيچ معجزهاى به اقتراح و پيشنهاد اين امّت نمىفرستد ، آن طور كه در امّتهاى گذشته
--> ( 1 ) . اسراء ( 17 ) : 59 .